درباره او

پسرک از خواب پرید…

نور چشمانش را میزد…

همه چیز برایش مبهم بود… “پس همه اش خواب بود…”  او فکر کرد.

از جا برخواست و رفت تا دوباره زندگی کند…

 

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

ثابت کن آدمی!!! * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.